وبلاگ ورودی81 دانشکده کشاورزی

پاتوق بچه های دانشکده کشاورزی- دانشگاه شاهد

وبلاگ ورودی81 دانشکده کشاورزی

محمد علی شبانی
وبلاگ ورودی81 دانشکده کشاورزی پاتوق بچه های دانشکده کشاورزی- دانشگاه شاهد

قابل توجه دوستان

قابل توجه دوستان

قابل توجه دوستان

با توجه به خاطرات زیبا و وقایع زیبا و دوست داشتنی  و اثر گذاری ورودی 81 در روند گذشته دانشکده بنا را براین داشته ام که خاطرات شما از واقعه اعتصاب سال 1382 دانشکده را جمع اوری کرده و به صورت یک مجموعه کامل از ابتدا تا اآخر آن و نتایج آن را که توسط خود شما برای من ارسال می شود را جمع اوری و بعد از ویرایش به همه شما ارسال کنم. شاید هم بشود یک کتاب جمع و جور و زیبا از آن در آورد که خودمون را به همه معرفی کنیم. 

پس هر چه زودتر پیشنهادات خودتون را برام بفرستید و هر آن چه که از آن ایام در ذهن دارید را ترجیحا با جزئیات و هر قطعه زمانی را به صورت جداگانه برام ارسال کنید.

 

منتظرتون هستم

 



تاريخ : یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 | 10:48 | نویسنده : محمد علی شبانی |

مشخصات بچه های ورودی 81

 

 

تعداد نفرات دوستان دارای مدرک لیسانس:۲۶نفر(رنگ مشکی)
تعداد نفرات دوستان محصل و دارای مدرک فوق لیسانس:۳۷ نفر(رنگ قرمز)
تعداد نفرات دوستان محصل در مقطع دکتری:۹نفر(رنگ آبی)

ردیف

نام و نام خانوادگی

آخرین مدرک  تحصیلی

وضعیت خانوادگی

تلفن

محل تولد

وضعیت کاری

1

صدرالله رمضانی

دانشجوی دکتری رشته باغبانی دانشگاه تربیت مدرس

مجرد

 

استان فارس-

هیئت علمی دانشگاه دولتی یاسوج

2

م

         

3

فرامرز حریری مقدم

 

دانشجوی دکتری واحد علوم تحقیقات- حشره شناسي

 

متاهل- دارای فرزند

 

 

 

 

قزوین

 

 کارمند جهاد کشاورزی

4

 خانم کاکوان

دانشجوي دكتري يماري شناسي

 

 

 

عضو هئيت علمي دانشگاه آزاد  تاكستان

5

خانم طالع زاری

دانشجوي دكتري بيماري شناسي

 

 

 

 

6

خانم سعیدی

دانشجوی دکتری حشره شناسی تربیت مدرس

 

 

 

 

7

مصطفی مدرسی

دانشجوی دکتری اصلاح نباتات تربیت مدرس

 

 

مازندران- رامسر

-

8

مجتبی نوروزی

دانشجوی دکتری علوم سیاسی

متاهل

 

شهرکرد

-

9

مسعود شاهمرادی

 دانشجوی دکتری فیزویولوژی درختان میوه دانشکاه شیراز

مجرد

 

 

استان کرج

دانشجو

10

علی لچینانی

دانشجوی دکتری گرایش میوه کاری

متاهل

 

تهران کرج

کارمند دانشگاه شاهد

11

حیدر سیفی

فوق لیسانس بیوتکنولوژی دانشگاه تربیت مدرس

-

 

-

-

12

مهدی رحمانیان

فوق لیسانس  دانشگاه محقق اردبیلی

-

 

استان فارس- داراب

-

13

رضا کشاورزی

فوق لیسانس زراعت دانشگاه کرمانشاه

-

 

نور آباد ممسنی

-

14

سید محمد حسینی

لیسانس زراعت دانشگاه شاهد

-

 

استان تهران-تهران

-

15

سیف الله باقریها

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

مجرد

 

استان تهران- کرج

شغل آزاد

16

حمزه امیری

فوق لیسانس مدیریت رسانه دانشگاه تهران

متاهل

 

استان اصفهان- ساکن تهران

مشغول دریک موسسه پژوهشی

17

محمد مهدیه نجف آبادی

لیسانس زراعت دانشگاه شاهد

مجرد

 

استان اصفهان- نجف آباد

بی کار

18

حمید ظفرنیا

فوق لیسانس میوه کاری دانشگاه تربیت مدرس

متاهل

 

کرمانشاه

سرباز

19

عاصف اکبری

فوق لیسانس باغبانی دانشگاه مشهد

-

 

استان خراسان رضوی- مشهد

-

20

روح الله علی اکبری

فوق لیسانس میوه کاری دانشگاه تهران

متاهل – دارای فرزند

 

استان قزوین- تاکستان

کارمند جهاد کشاورزی

21

هادی فیجان

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل

 

استان فارس-شیراز

کارمند بانک کشاورزی

22

عبدالقدیر قرجه

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل0 دارای فرزند

 

استان گلستان- گرگان

کارمند بانک کشاورزی

23

حنظله عبدالشاهی

لیسانس باغبانی. دانشگاه شاهد

متاهل- دارای فرزند

 

استان بوشهر

بانک

24

مجید مهدوی فرید

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

مجرد

 

استان تهران- تهران

شغل آزاد

25

محمد زینالی

فوق لیسانس اصلاح نباتات دانشگاه زنجان

متاهل

 

استان زنجان

تدریس در دانشگاه آزاد

26

محمود مرادی

فوق لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل

 

استان خراسان رضوی- کاشمر

معلم هنرستان

27

مصطفی پاک طینت

 فوق لیسانس زراعت دانشگاه شهرکرد

متاهل

 

استان اصفهان-نجف آباد

معلم هنرستان

28

یوسف زمانی

فوق لیسانس زراعت

متاهل

دارای فرزند

 

خراسان رضوی-نیشابور

کار آزاد

29

مهدی جوکار

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل- دارای فرزند

 

استان فارس- داراب- ساکن کرج

شغل آزاد

30

محمد علی شبانی

فوق لیسانس زراعت دانشگاه شاهد

متاهل

 

استان اصفهان-خمینی شهر

کارمند جهاد کشاورزی

31

صیاد مومنی

 فوق لیسانس ذلنشگاه مشهد

 

 

 

 

32

حامد کوچکی

فوق لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل

 

استان گیلان- لاهیجان

-

33

ارسلان حسین پور

فوق لیسانس زراعت دانشگاه آزاد

متاهل

 

مسجد سلیمان

جهاد کشاورزی

34

سیدابوالفضل حسنی

فوق لیسانس میوه کاری دانشگاه رشت

مجرد

 

استان مازندران- آمل

 

35

مجید صدیقی

فوق لیسانس گیاهان دارویی دانشگاه آزادشهرکرد

متاهل

 

شهرکرد

امور عشایر جهاد کشاورزی- شهرکرد

36

محسن شیخ حسن

فوق لیسانس بیوتکنولوژی دانشگاه مازندران

متاهل

 

قم

 

37

ابوذر حسین پور

فوق لیسانس باغبانی

متاهل- دارای  فرزند

 

سمنان-

کارمند جهاد کشاورزی

38

ابوذر روحانی

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل

 

اصفهان کاشان

-

39

محمد باقرمهدیه

فوق لیسانس گلکاری دانشگاه رشت

متاهل

 

اصفهان- نجف آباد

-

40

اسماعیل مشک آبادیان

فوق لیسانس زراعت دانشگاه آزاد میبد

مجرد

 

یزد

معاون هنرستان

41

ابراهیم اسلامی

فوق لیسانس گیاهان دارویی دانشگاه تهران

متاهل

 

تهران

-

42

نصار احمد حسینی

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل- دارای سه فرزند

 

قم

شاغل در موسسه ای در افغانستان

43

جواد شفقی

فوق لیسانس گیاهان زینتی دانشگاه رشت

مجرد

 

رشت

شغل آزاد

44

رضا ربیعی

فوق لیسانس زراعت دانشگاه آزاد خوراسگان اصفهان

متاهل

 

اصفهان- مبارکه

کارمند جهاد کشاورزی

45

صادق کاظم خواه

فوق لیسانس جغرافیا و برنامه ر یزی

مجرد

 

استان گیلان- کیاشهر

فرمانداری محل سکونت

46

مصطفی عبدالکریمی

فوق لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

مجرد

 

استان مازندران- رامسر

 شغل آزاد

47

هادی قلی تبار

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

مجرد

 

بابلسر

-

48

محمد انداده

دانشجوی فوق لیسانس بیوتکنولوژی دانشگاه آزاد سبزوار

دارای فرزند

 

استان خراسان رضوی-شهرستان جوین

کارمند

49

رضا ماهی حسن آبادی

فوق لیسانس زراعت دانشگاه آزاد نیشابور

متاهل

 

 تربت جام

اداره گمرگ دوغارون

50

محمد سامر محمدی زاده

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

متاهل- دارای فرزند

 

قصر شیرین- ساکن تهران

نظامی

51

ثارالله پایان

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

-

 

تبریز

-

52

داود نگاهداری

لیسانس باغبانی دانشگاه شاهد

 متاهل

 

ملایر

 جهاد کشاورزی

53

مالک داراب زاد

فوق لیسانس زراعت  دانشگاه آزاد دزفول

متاهل- دارای فرزند

 

ایلام

رئیس اداره تعاون روستایی شهرستان دره شهر

54

مجتبی بیراوند

فوق لیسانس زراعت دانشگاه شاهد

متاهل

 

ساکن تهران

کارمند بانک کشاورزی-شعبه تهران

55

مجید محمدی

لیسانس زراعت دانشگاه شاهد

دارای فرزند

 

زنجان

بانک کشاورزی

57

احمد رضی

فوق لیسانس زراعت دانشگاه صنعتی اصفهان

متاهل- داراي فرزند

 

شهرکرد

کارمند دانشگاه علمی کاربردی جهاد کشاورزی

59

مجتبی قربانی

لیسانس گیاهپزشکی

 متاهل

 

ساکن در اصفهان

 

60

 

 

 

 

 

 

61

سجاد حاتم

لیسانس باغبانی

 

 

ارومیه

 

62

علیرضا باغشنی

-

متاهل

 

مشهد

فعالیتهای فرهنگی

63

احمد رضا واحد

لیسانس باغبانی

 دارای فرزند

 

شهرکرد

 

64

میلاد بختیاری

لیسانس باغبانی

 

 

 

 

65

حامد اسلامی

لیسانس باغبانی

 

 

 اراک

 

66

امیر رحیمی

دانشجوی فوق لیسانس زراعت دانشگاه آزاد لاهیجان

 

 

 کرمانشاه

 

67

جعفر باقر نژاد

لیسا نس زراعت

 

 

 

 

 ۶۸

 حسین غلام حیدری

 لیسانس زراعت

 

 

 فریمان

 

 ۶۹

 ذکریا جورینسر

 

 

 

 

 

 70

 محسن شخم گر

فوق  لیسانس زراعت

 

 

 بیرجند

 کارمند اداره کل استاندارد

71

 

 

 

 

علي بوته خاك

فوق لیسانس بیوتکنولوژی دانشگاه صنعتی اصفهان

متاهل- دارای فرزند

 

 

 

 

 

استان عزیز اصفهان- فلاورجان

کارمند جهاد کشاورزي

 

 

 

72

رضا تقی نصیری

فوق لیسانس گیاهان زینتی دانشگاه آزاد ابهر

مجرد

 

استان مازندران-رامسر

کارشناس ناظرگلخانه

 

73

اسماعیل جدیدی

 فوق لیسانس تکنولوژی بذر دانشگاه آزاد اراک

متاهل

 

استان اصفهان-فریدونشهر

کارمند جهاد کشاورزی

74

جواد یوسفی

فوق لیسانس بیوتکنولوژی و ژنتیک ملکولی  گیاهان باغی دانشگاه تهران

متاهل-

دارای فرزند

 

استان مازندران-بابل

 

75

 محمد یعقوبی

 

 

 

 

 

76

 

حبیب فتحی

 

فوق لیسانس گیاهان دارویی

 

متاهل- دو فرزند

 

 

 

فارس - داراب

 

کارمند جهاد کشاورزی- تدریس در دانشگاه آزاد

77

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 


تاريخ : یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 | 0:1 | نویسنده : محمد علی شبانی |

شلغم گیاهی شاه دارو

 

http://vista.ir/include/articles/images/f242b22388b34531ce8c9fce25c045a0.jpg

گیاه شلغم از خانواده کلم است. بر حسب سن، ریشه‌ این گیاه می‌تواند کاملا گرد و یا کمی کشیده و رنگ آن نیز از سفید تا سبز، زرد و یا ارغوانی متفاوت باشد. طعم انواع سفید و زرد آن شیرین و کمی تیز است. شلغم بومی اروپا و آسیای میانه می‌باشد. این گیاه اولین بار حدود 4000 سال پیش در خاور میانه کاشته شد. شلغم در قرون وسطی توسط اروپایی‌ها به مقدار زیاد مصرف می‌شد و بعدها توسط مهاجرین انگلیسی و فرانسوی به آمریکا برده شد. امروزه این گیاه در تمامی نقاط دنیا کشت شده و مورد مصرف قرار می‌گیرد، زیرا در هر نوع خاکی به راحتی رشد کرده و مدت ماندگاری آن نیز به نسبت زیاد است.
برگ شلغم حاوی کلسیم، فولات و فسفر می باشد. شلغم منبع سرشاری از برخی ویتامین‌ها نظیر A و C است و مانع بروز برخی از بیماری‌ها می‌شود که در زیر به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:
آرتریت روماتوئید

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 11:3 | نویسنده : محمد علی شبانی |

عسل بخورید انگار ورزش کرده‌اید!

عسل بخورید انگار ورزش کرده‌اید!

 
 
 

عسل به دلیل خاصیت ضد میکروبی که دارد خوراکی پر خاصیت است که باعث عضله سازی بدن شده و از استهلاک و شل شدن بافت بدن جلوگیری می‌کند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان بررسی‌ها نشان می‌دهد عسل به سلامت پوست بسیار کمک می‌کند و خاصیت ضد پیری فوق‌العاده‌ای دارد.

عسل باعث خون سازی در بدن شده و مسکنی برای دردهای عضلانی ورزشکاران به حساب می‌آید.

پزشکان به ورزشکاران توصیه می‌کنند برای گرفتن نتیجه بهتر و رسیدن به تناسب اندام حتما از عسل در برنامه رژیم غذایی خود زیاد استفاده کنند.

عسل به دلیل آنتی اکسیدان های بالایی که دارد باعث افزایش در حجم عضلات شده و به سالخوردگان کمک می‌کند که دچار پوکی استخوان نشوند.

خوردن مقداری مشخص عسل در روز به تمام افراد در تمام سنین کمک می‌کند که بتوانند عضلات اندام خود را تقویت کنند و به پرورش هر چه بیشتر آن کمک کنند.

برگرفته از سایت سبک زندگی سالم



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 11:1 | نویسنده : محمد علی شبانی |

نامه کوروش کبیر



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 10:57 | نویسنده : محمد علی شبانی |

تلنگر کوچکی است باران وقتی فراموش می‌کنیم آسمان کجاست



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 10:55 | نویسنده : محمد علی شبانی |

توصیه‌های پرشکی امام رضا (ع) درباره عسل‌درمانی

 

توصیه‌های پرشکی امام رضا (ع) درباره عسل‌درمانی

 
امروزه از عسل در درمان بسیاری از ناراحتی ها از جمله بیماریهای قلبی، بهبود سیستم ایمنی، سوء هاضمه، عفونتهای پوستی، کاهش وزن و … استفاده می شود.عسل را باید در زمره غذاها دانست .

خداوند در قرآن و در سوره نحل آن را بعنوان ماده شفابخش برای انسانها معرفی نموده است: «فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ»؛«خوردن عسل برای مردم شفاء است».(۱) پیامبر اکرم (ص) هم درباره این ماده حیاتبخش فرموده اند: «لم یستشف المریض بمثل شربة العسل»؛ «هیچ مریضی، به مانند نوشیدن عسل شفاء پیدا نمی‌کند.»(۲)

برای استفاده بهینه از آثار و فواید عسل شناخت عسل خوب و بد اهمیت زیادی دارد. امام رضا(ع) در مورد عسل های زیان آور هشدار داده و می فرماید: واعلم ان للعسل دلایل یعرف بها نفعه من ضره و ذلک ان منه شیئاً اذا ادرکه الشم عطش ، ومنه شی ء یسکرو له عند الذوق جراقه شدیده فهذه الانواع من العسل قانله؛ بدان ای امیرالمؤمنین که برای شناخت عسل مفید از مضر نشانه هایی است ، بعضی از عسلها هستند که وقتی بویشان به مشام انسان برسد عطسه می زند، بعضی از عسلها سکر آوردند و مزه بسیار تند و سوزنده ای دارند، این نوع عسلها کشنده اند.(۳)

امام رضا علیه السلام در بیانی دیگر عسل را شفای دردها و بیماریها دانسته اند. عن الرضا (ع) عن آبائه عن رسول الله (ص): قال ان یکن فی شیئی شفاء ففی شرطه حجام اوشربه عسل. از امام الرضا (ع) از پدرانش از پیامبر (ص) نقل شد که فرمود: اگر در چیزی شفا باشد در حجامت و نوشیدن عسل است.(۴)

در روایتی از امام رضا علیه السلام از اهمیت عسل سخن به میان آمده است. عن الرضا (ع) عن آبائه عن رسول الله (ص) قال: لا تردوا شربه العسل علی من اتاکم بها. از امام الرضا (ع) از پدرانش از پیامبر (ص) نقل شد که فرمودند: به هر کس از شما که عسل تعارف کردند رد نکند.( بگیرد و بنوشد).(۵)

امام رضا علیه السلام در جایی دیگر عسل را راه درمان و پیشگیری از سرماخوردگی معرفی کرده اند. آن حضرت می فرماید: هر که می خواهد در همه ی زمستان از سرماخوردگی دور بماند ، هر روز ، سه لقمه شهد (عسل) بخورد.(۶)

و در روایتی دیگر آن را درمان دردها برشمرده اند. عن الامام الرضا علیه السلام : پیامبراکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند : خداوند برکت را در عسل قرار داده است . درمان دردها ، در آن است و هفتاد پیامبر دوام سودمندی آن را از خداوند خواسته اند .(۷)

در حدیثی دیگر به نقل ار امام کاظم علیه السلام درباره خواص درمانی عسل فرمودند: در عسل ، درمان هر دردی است ، هر کس ناشتا یک انگشت از آن را بلیسد ، این عسل بلغم را پایان می دهد ، صفرا را فرو می نشاند ، تلخه ی سیاه ( زرداب) را مانع می شود ، ذهن را صفا می بخشد و اگر که همراه با کندر خورده شود ، حافظه را نکو می سازد.(۸)

امام رضا علیه السلام در روایتی دیگر عسل را مایه تقویت حافظه برشمرده می فرماید: سه چیز حافظه را زیاد می کند و بلغم را از بین می برد ، قرائت قرآن ، عسل و کندر.(۹)

منابع:

۱ . نحل / ۶۹٫

۲ . بحارالانوار، علامه مجلسی، موسسه الرضا، بیروت، ج ۶۶، ص ۲۹۲

۳٫ بحارالانوار، ج۵۹ ، ص ۳۲۴٫

۴٫ طب الرضا(ع) ، ص ۲۵۵٫

۵٫ اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام صفحه ۷۲۴

۶٫ طب الامام الرضا علیه السلام ، صفحه ۳۷

۷٫ مکارم الاخلاق جلد ۱ صفحه ۳۵۹ حدیث ۱۱۷۳

۸٫ الفقه المنسوب للامام الرضا علیه السلام ، صفحه ۳۴۶

۹٫ اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام صفحه



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 10:53 | نویسنده : محمد علی شبانی |

پیشگیری و درمان سرما خوردگی -تب و سرفه

پیشگیری و درمان سرما خوردگی -تب و سرفه پیشگیری از سرما خوردگی: از خوردن غذاهای تبلیغی و کارخانه ای فرآورده های قند و شکر و شیرینیجات قنادی بدلیل تضعیف سیستم ایمنی بدن خودداری شود. مواد سردی بخش و اسیدی مانند ماست دوغ خیار ماهی و ...بدلیل افزایش رطوبت و بلغم بدن کمتر میل شود.در صورت استفاده با مصلحات و ادویه جات گرم میل شود. هر صبح ناشتا 1لیوان شربت عسل با آب لیمو ترش تازه و کمی زنجفیل به آرامی میل شود. روزانه 1تا 2 قاشق عسل و 2 عدد سیب درختی میل شود. دود کردن اسپند خاکشیر و کندر هر صبح در محیط خانه. مصرف آش و خوراک های گیاهی (خوراک نخودک لوبیا و...با سبزیجات محلی و کوهی) بوییدن گل نرگس( سفارش امام رضا علیه السلام) درمان سرماخوردگی: موارد ذکر شده برای پیشگیری کاملا رعایت شود. درطول بیماری فرآورده های گوشتی ، لبنیات و فرآورده های قند وشکر میل نشود. عمده غذای گیاهی (بخارپز)،آش ،سوپ،خوراک های گیاهی وغذای خام میل شود. روزانه 1 تا 2 مرتبه بخور مرزنجوش ،اسطوخودوس،تخم گشنیز،بابونه،اکالیپتوس داده شود. دم کرده نعنا و پونه و آویشن هر 8ساعت یک لیوان با عسل گرم گرم میل شود. قرقره آب گرم و زنجفیل..مصرف سیاهدانه...مصرف مکرر مایعات و سوپ و آش جو مخصوص..نوشیدن مداوم شربت عسل و لیمو ترش. درمان تب: آب هلو و یا برگه ی آن...مالیدن آبغوره به کف پا...مصرف لیموشیرین و سیب...رفع یبوست...عرق کاسنی...پاشویه با آب گل ختمی...آبمیوه های طبیعی...خواندن دعای نور...گرفتن وضو. درمان سرفه خشک: سرخ کردنی میل نشود...با غذا مایعات ننوشید. دمکرده گل ختمی ،چای کوهی،عناب و تخم گشنیز...دادن بخور با موارد بالا...مصرف بذرهای ملین و چهارتخمه.

برگرفته ازسایت سبک زندگی سالم

 



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 10:52 | نویسنده : محمد علی شبانی |

طنز/ توافق ژنو؛ 40 سال بعد! طنز

طنز/ توافق ژنو؛ 40 سال بعد! طنز- م.ر.سیخونکچی:

دور بعدی مذاکرات/ هفت ماه بعد/ جمع‌بندی توافق فضای مذاکرات سازنده بود. وزیر امور خارجه آمریکا از طرف ایرانی خیلی تشکر کرد. طرف ایرانی هم خیلی ذوق کرد! گفتنی است طرفین تصمیم گرفتند که مذاکرات تا یکسال بعد تمدید و هر دو طرف در این مدت به تعهدات خود پایبند باشند. طرف ایرانی گفت ما که پایبندیم! طرف آمریکایی گفت: تا ببینیم!

دور بعدی مذاکرات/ یکسال و هفت ماه بعد/

جمع‌بندی توافق فضای مذاکرات همچنان سازنده بود! وزیر امور خارجه آمریکا در گفتگو با خبرنگاران پس از آخرین دور مذاکرات گفت: این طرف ایرانی چقدر با حاله! طرف ایرانی در پاسخ افزود: خرابمون نکن داداش، باحالی از خودتونه! طرف اروپایی که می‌خواست میانه را بگیرد افزود: پسرا دعوا نکنید، هر دو تون باحالید! گفتنی است طرفین تصمیم گرفتند تا یک سال و هفت ماه به مذاکرات ادامه بدهند و طرفین در این مدت به تعهدات خود پایبند باشند. طرف ایرانی گفت: حاجی ما دیگه باید چی کار کنیم؟ طرف آمریکایی افزود: ابلاغ می‌کنیم!

دور بعدی مذاکرات/ سه سال بعد/

جمع‌بندی توافق فضای مذاکرات سازنده بود! جمیع دیپلمات‌های حاضر در وین تاکید کردند تا حالا هیچ مذاکره‌ای را ندیده بودند که این همه مدت سازنده بودن خود را حفظ کند! طرف ایرانی ذوق کرد! طرف آمریکایی هم افزود: من هم تا حالا طرف ایرانی به این باحالی و دیپلماتی ندیده بودم. طرف ایرانی از خجالت سرخ شد! گفتنی است طرفین تصمیم گرفتند تا سه سال بعد به مذاکرات ادامه بدهند و طرفین در این مدت به تعهدات خود پایبند باشند. طرف ایرانی گفت: آقا من پام درد گرفته از بس پایبند بودم! طرف آمریکایی گفت: نداشتیم ها! طرف ایرانی خواست چیزی بگوید اما روش نشد! طرف آمریکایی به بغل دستیش اشاره کرد که بیست هزار تومان از دارایی‌های بلوکه شده ایران را در شانزده قسط به طرف ایرانی بدهند تا با آن پماد بخرد و بزند به پایش. طرف ایرانی برای نشان دادن حسن نیتش گفت که دفترچه بیمه دارد و بیست هزار تومان زیاد است، با 12 هزار تومان هم کارش راه می‌افتد! طرف آمریکایی گفت: بی‌خیال، ما بیشتر از اینها دوستت داریم، با بقیه‌اش یک کیلو گوجه بخر عزیزم! وی افزود: نگفتم بچه باحالیه!

دور بعدی مذاکرات/ شش سال بعد/

جمع‌بندی توافق فضای مذاکرات سازنده بود! کارشناسان اقتصادی حاضر در وین اعلام کردند این مذاکرات برای هر کی آب نداشت، برای اهالی وین و بقالی‌ها و هتل‌ها و پلیس‌های آنجا نان داشته است. گفتنی است طبق آخرین برآوردها هم اکنون وین سومین شهر خوشحال دنیاست! گفتنی است طرفین تصمیم گرفتند تا 14 سال بعد به مذاکرات ادامه بدهند و طرفین در این مدت به تعهدات خود پایبند باشند. در حاشیه مذاکرات طرف آمریکایی به طرف ایرانی گفت: عزیزم پات چطوره؟ پمادش خوب بود؟! طرف ایرانی گفت: ممنون، دستت خیلی سبکه حاجی! طرف آمریکایی به دستیارش اشاره کرد که 17 هزارتومان دیگر هم آزاد کند! طرف ایرانی گفت: من هم دست خالی نیومدم. سپس طرف ایرانی در حضور خبرنگاران محتویات یک گونی را خالی کردکف سالن. طرف ایرانی پیش چشم‌های مبهوت حاضران گفت: این آخرین محموله از هسته‌های زردآلوی موجود در کشور بود. ما الان ذخایر هسته‌های زردآلوی خودمون رو هم صفر کردیم! طرف آمریکایی گفت: یه پماد بیارید!

دور بعدی مذاکرات/ 20 سال بعد/

جمع‌بندی توافق مذاکرات انقدر سازنده بود که نگو! رییس هتل کوبورگ وین در نامه‌ای رسمی به اعضای 5+1 از آنها خواست که مذاکرات تا بیست سال بعد ادامه پیدا کند. او در بخشی از نامه خود نوشت: با توجه به اینکه پسر ارشد بنده در دانشگاه آزاد تحصیل می‌کند و دو دختر دم بخت هم دارم، خواهشمندم با تمدید مذاکرات کاری کند که چرخ این هتل بچرخد و من از پس هزینه‌های خانواده خود بر بیایم! طرف ایرانی هم که کلاً به چرخیدن چرخ حساس! هیچی دیگه، قبول کرد! طرف آمریکایی در حاشیه مذاکرات به طرف ایرانی گفت: بزنم به تخته، بعد از بیست سال اصلا تکون نخوردی ها! طرف ایرانی گفت: پماد داری؟!

دور بعدی مذاکرات/ 40 سال بعد/

جمع‌بندی توافق مذاکرات سازنده بود... طرفین توافق کردند که مذاکرات کلاً ادامه پیدا کند. طرف آمریکایی از طرف ایرانی خواست کاشت، برداشت، واردات، صادرات و خوردن هرگونه موز را به این دلیل که این میوه کلاً هسته است، متوقف کند. طرف ایرانی که یک موز را تا نصفه خورده بود، بقیه‌اش را انداخت زیر میز! طرف آمریکایی هم با تعلیق تحریم واردات پماد به ایران موافقت کرد. طرف ایرانی در حالی که پاش رو می‌مالید، ذوق کرد... گفتنی است طرف ایرانی در پایان این مذاکرات و به پاس 40 سال سازندگی طرفین، آنها را به بازدید از موزه صنعت هسته‌ای ایران در فردو و اراک دعوت کرد

بر گرفته ازسایت خبری 598



تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 8:31 | نویسنده : محمد علی شبانی |

حذف شماره تلفن ها از لیست بچه ها

به دلیل بروز بعضی از مشکلات برای تعدادی از بچه ها، شماره تلفن انها را از وبلاگ برداشتم. اگه کسی ازبچه ها شماره تلفن کسی را می خواست با خودم تماس بگیرد



تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 11:27 | نویسنده : محمد علی شبانی |

تبریک به آقای لچینانی به خاطر قبول شدن در آزمون دکتری

با سلام. خدمت دوستان عزیز .ما که هرچی صبر کردیم دیدیم کسی از بچه ها به وبلاگ سر نمیزنه و هیچی نظر و خبر نمی دهد. گفتیم خودمون به چند تا از بچه دوباره زنگ بزنیم. 

از قضا به اقای لچینانی تماس گرفتیم که بعد خودش زنگ زد و صحبت کردیم که ایشون به غیر از فارغ التحصیلی در فوق لیسانس، دکتری میوه کاری در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد را هم قبول شدند. در ضمن خدا به ایشون دومین بچه اش  چند ماه پیش هدیه داد که  بهش تبریک می گیم.



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 6:46 | نویسنده : محمد علی شبانی |

نخستین نماز استاد ملحد آمریکایی

داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ روزی که مسلمان شدم ،امام مسجد کتابچه‌ای درباره‌ چگونگی ادای نماز به من داد، ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند، همه به شدت اصرار می‌کردند که راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلاً آرام آرام پیش بری. پیش خودم گفتم: آیا نماز این‌قدر سخت است؟ ولی من نصیحت دانشجوها را فراموش کردم و تصمیم گرفتم نمازهای پنج‌گانه را به زودی شروع کنم، آن شب مدت زیادی را در اتاق خودم بر روی صندلی نشسته بودم و زیر نور کم اتاق حرکت‌های نماز را با خودم مرور می‌کردم و توی ذهنم تکرار می‌کردم، همین‌طور آیات قرآنی که باید می‌خواندم و هم‌چنین دعاها و اذکار واجب نماز را. از آن‌جایی که چیزهایی که باید می‌خواندم به عربی بود، باید آن‌ها را به عربی حفظ می‌کردم و معنی‌اش را هم به انگلیسی فرا می‌گرفتم، آن کتابچه را ساعت‌ها مطالعه کردم تا آن‌که احساس کردم آمادگی خواندن اولین نمازم را دارم، ساعت پایانی شب بود. برای همین تصمیم گرفتم نماز عشاء را بخوانم. داخل دستشویی آن کتابچه را روبه‌روی خودم بر روی سنگ روشویی گذاشتم و صفحه‌ی چگونگی وضو را باز کردم، دستورات داخل آن را قدم به قدم و با دقت انجام دادم، مانند آشپزی که برای اولین بار دستور پخت یک غذا را انجام می‌دهد! وقتی وضو را انجام دادم شیر آب را بستم و به اتاق برگشتم در‌ حالی‌که آب از سر و صورت و دست و پاهام می‌چکید. چون در آن کتابچه نوشته بود بهتر است آدم آب وضو را خشک نکند. وسط اتاق به سمتی که به گمانم قبله بود، ایستادم. نگاهی به پشت سرم انداختم که مطمئن شوم در خانه را بسته‌ام! بعد دوباره به قبله رو کردم. درست ایستادم و نفس عمیقی کشیدم، بعد دستم را در حالی که باز بود به طرف گوش‌هایم بالا بردم، طوری‌که لاله گوشم را لمس کردم. بعد با صدایی پایین الله‌اکبر گفتم، امیدوار بودم کسی صدایم را نشنیده باشد! چون هنوز کمی احساس انفعال می‌کردم، یعنی هنوز نتوانسته بودم بر این نگرانی که ممکن است کسی من را زیر نظر دارد غلبه کنم. ناگهان یادم آمد که پرده‌ها را نکشیده‌ام و از خودم پرسیدم: اگر کسی از همسایه‌ها من را در این حالت ببیند چه فکر خواهد کرد؟! نماز را ترک کردم و به طرف پنجره رفتم و نگاهی به بیرون انداختم تا مطمئن شوم کسی آن‌جا نیست، وقتی دیدم کسی بیرون نیست احساس آرامش کردم. پرده‌ها را کشیدم و دوباره به وسط اتاق برگشتم، یک بار دیگر رو به سوی قبله کردم و درست ایستادم و دستم را تا بناگوش بالا بردم و به آرامی گفتم: الله‌اکبر. با صدای خیلی پایینی که شاید شنیده هم نمی‌شد، به آرامی سوره‌ فاتحه را به سختی و با لکنت خواندم و پس از آن سوره‌ کوتاهی را به عربی خواندم، ولی فکر نمی‌کنم هیچ شخص عربی اگر آن شب تلاوت من را می‌شنوید، متوجه می‌شد چه می‌گویم!!پس از آن باز با صدایی پایین تکبیر گفتم و به رکوع رفتم، به ‌طوری که پشتم عمود بر ساق پایم شد و دست‌هایم را بر روی زانویم گذاشتم، احساس خجالت کردم، چون تا آن روز برای کسی خم نشده بودم، برای همین خوشحال بودم که تنها هستم. در همین حال که در رکوع بودم، عبارت «سبحان‌ ربی ‌العظیم وبحمده» را بارها تکرار کردم، پس از آن ایستادم و گفتم: سمع ‌الله لمن حمده، ربنا ولک الحمد حس کردم قلبم به شدت می‌تپد و وقتی بار دیگر با خضوع تکبیر گفتم دوباره احساس استرس بهم دست داد، چون وقت سجده رسیده بود، در حالی‌که داشتم به محل سجده نگاه می‌کردم، سر جایم خشکم زد... جایی که باید با دست و پیشانیم فرو می‌آمدم، ولی نتوانستم این کار را بکنم! نتوانستم به سوی زمین پایین بیایم، نتوانستم خودم را با گذاشتن بینی‌ام بر روی زمین کوچک کنم... به مانند بنده‌ای که در برابر سرورش کوچک می شود. احساس کردم پاهایم بسته شده‌اند و نمی‌توانند خم شوند، بسیار زیاد احساس خواری و ذلت بهم دست داد و خنده‌ها و قهقهه‌های دوستان و آشناهایم را تصور کردم که دارند من را در حالتی‌که در برابر آن‌ها تبدیل به یک احمق شده‌ام، نگاه می‌کنند، تصور کردم تا چه اندازه باعث برانگیختن دل‌سوزی و تمسخر آن‌ها خواهم شد، انگار صدای آن‌ها را می‌شنیدم که می‌گویند: بیچاره جف! عرب‌ها در سانفرانسیسکو عقلش را گرفته‌اند! شروع کردم به دعا: خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم کمکم کن... نفس عمیقی کشیدم و خودم را مجبور کردم که پایین بروم، الان روی دو زانوی خود نشسته بودم... سپس چند لحظه مردد ماندم و بعد پیشانیم را بر روی سجاده فشار دادم... ذهنم را از همه‌ افکار خالی کردم و گفتم: سبحان‌ ربی ‌الأعلی... الله‌ اکبر این را گفتم و از سجده بلند شدم و نشستم. ذهن خود را هم‌چنان خالی نگه داشتم و اجازه ندادم هیچ چیز حواسم را پرت کند. الله‌ اکبر و دوباره پیشانی‌ام را بر زمین گذاشتم. در حالی‌که نفس‌هایم به زمین برخورد می‌کرد، جمله‌ سبحان‌ ربی‌ الأعلی را خود به خود تکرار می‌کردم، مصمم بود که این کار را به هر قیمتی که شده انجام بدهم، الله اکبر برای رکعت دوم ایستادم، به خودم گفتم: هنوز سه مرحله مانده، برای آن قسمت نمازم که باقی مانده بود با عواطف و احساسات و غرورم جنگیدم، اما هر مرحله آسان‌تر از مرحله‌ قبل به نظر می‌رسید تا این‌که در آخرین سجده در آرامش تقریباً کاملی به سر می‌بردم. سپس در آخرین نشستنم، تشهد را خواندم و در پایان به سمت راست و چپ سلام دادم، در حالی‌که در اوج بی حسی قرار داشتم، هم‌چنان در حالت نشسته بر روی زمین باقی ماندم و به نبردی که طی کردم فکر کردم... خجالت کشیدم که چرا برای انجام یک نماز تا پایان آن این‌قدر با خودم جنگیدم. در حالی‌که سرم را شرم‌آگین پایین انداخته بودم، به خداوند گفتم: حماقت و تکبرم را ببخش، آخر می‌دانی من از جایی دور آمدم... هنوز راهی طولانی مانده که باید طی کنم و در آن لحظه احساسی پیدا کردم که قبلاً تجربه نکرده بودم و برای همین وصف آن با کلمات غیر‌ممکن است. موجی من را در بر گرفت که هیچ‌‌گونه نمی‌توانم وصفش کنم، جز این‌که آن حس به «سرما» شبیه، بود و حس کردم که از نقطه‌ای داخل سینه‌ام بیرون می‌تابد، چونان موجی بود عظیم که در آغاز باعث شد جا بخورم، حتی یادم هست که داشتم می‌لرزیدم، جز این‌که این حس چیزی بیشتر از یک احساس بدنی بود چون به طرز عجیبی در عواطف و احساسات من تاثیر گذاشت، گو این‌که «رحمت» به شکلی تجسم یافت و مرا در بر گرفت و در درونم نفوذ کرد. سپس بدون این‌که سببش را بدانم گریه کردم، اشک‌ها بر صورتم جاری شد و صدای گریه‌ام به شدت بلند شد، هرچه گریه‌ام شدیدتر می‌شد حس می‌کردم که نیرویی خارق‌العاده از رحمت و لطف مرا در آغوش می‌گیرد، این گریه نه برای احساس گناه نبود... گر چه این گریه نیز شایسته من بود... و نه برای احساس خاری و ذلت و یا خوش‌حالی... مثل این بود که سدی بزرگ در درونم شکسته و ذخیره‌ای عظیم از ترس و خشم را به بیرون می‌ریزد. در حالی‌که این‌ها را می‌نویسم از خودم می‌پرسم که آیا مغفرت الهی تنها به معنای عفو از گناهان است و یا بلکه به همراه آن به معنای شفا و آرامش نیز هست، مدتی همان‌گونه بر روی دو زانو و در حالی‌که به سوی زمین خم بودم و صورتم را بین دو دستم گرفته بودم، می‌گریستم. وقتی در پایان، گریه‌ام تمام شد به نهایت خستگی رسیده بودم، آن تجربه به حدی غیر‌عادی بود که آن هنگام هرگز نتوانستم برایش تفسیری عقلانی بیابم، آن لحظه فکر کردم این تجربه عجیب‌تر از آن است که بتوانم برای کسی بازگو کنم، اما مهم‌ترین چیزی که آن لحظه فهمیدم این بود که من بیش از اندازه به خداوند و به نماز محتاجم. قبل از این‌که از جایم بلند شوم این دعای پایانی را گفتم: «خدای من! اگر دوباره به خودم جرأت دادم که به تو کفر بورزم، قبل از آن مرا بکش! مرا از این زندگی راحت کن. خیلی سخت است که با این همه عیب و نقص زندگی کنم، اما حتی یک روز هم نخواهم توانست با انکار تو زنده بمانم!». * مطالعه سه سال بر روی قرآن، استاد آمریکایی را مسلمان کرد داستانی که خواندید، روایت اولین نماز دکتر جفری لانگ استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس است که برگرفته از کتاب «Even Angels Ask » (حتی فرشتگان نیز می‌پرسند) اثر اوست. جفری لانگ که در خانواده‌ای پروتستان در آمریکا به دنیا آمده در ۱۸ سالگی ملحد می‌شود، وی از طریق یکی از دانشجوهای مسلمانش نسخه‌ای ترجمه شده از قرآن هدیه گرفت و ظرف سه سال همه‌ آن را مطالعه کرد و در پایان تصمیم گرفت اسلام بیاورد. وی تاکنون چند کتاب درباره‌ تجربه ایمان خود نوشته که از این میان می‌توان به کتاب «نبرد برای ایمان» اشاره کرد.



تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 12:32 | نویسنده : محمد علی شبانی |

اعتصاب سال 82

قابل توجه دوستان

قابل توجه دوستان

قابل توجه دوستان

با توجه به خاطرات زیبا و وقایع زیبا و دوست داشتنی  و اثر گذاری ورودی 81 در روند گذشته دانشکده بنا را براین داشته ام که خاطرات شما از واقعه اعتصاب سال 1382 دانشکده را جمع اوری کرده و به صورت یک مجموعه کامل از ابتدا تا اآخر آن و نتایج آن را که توسط خود شما برای من ارسال می شود را جمع اوری و بعد از ویرایش به همه شما ارسال کنم. شاید هم بشود یک کتاب جمع و جور و زیبا از آن در آورد که خودمون را به همه معرفی کنیم. 

پس هر چه زودتر پیشنهادات خودتون را برام بفرستید و هر آن چه که از آن ایام در ذهن دارید را ترجیحا با جزئیات و هر قطعه زمانی را به صورت جداگانه برام ارسال کنید.

 

منتظرتون هستم

 



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 | 10:57 | نویسنده : محمد علی شبانی |

اشاره به بعضی اشخاص که دم از اسلام و امام علی می زنند و مغز معیوب شان را برای امام حسین می شکنند!!!

 بعضي ها دوست دارند تلآويو امن و امان باشد
و با ديدن يك موشك قسام، هفتاد بار استغفار مي كنند

بعضي ها خيلي احساس شخصيت مي كنند
وقتي دسته گل هايي كه به آب داده اند
گل هاي قطيف و بحرين و بغداد و پاراچنار را پرپر مي كند

بعضي ها "إذا جاء نصرالله" را با لهجه فصيح مي خوانند
ولي زبان سيدحسن نصرالله را نمي فهمند

بعضي ها هميشه رگ گردنشان ورم دارد
اما وقت جهاد، پايشان رگ به رگ مي شود

بعضي ها خيلي مقدس اند
و براي فكر كردن به "قدس" وقت ندارند

و موعود شيعه چقدر منتظر خواهد ماند
تا اين بعضي ها غربال شوند...!



تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 8:6 | نویسنده : محمد علی شبانی |

آینده نزدیک ستمگران

 

سنت الهی بر این جاری شده که ستمگران در اواخر دوران ننگ‌آلود خود، به دست خویش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیکتر کنند.

امام خامنه ای 89/3/11



تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 13:0 | نویسنده : محمد علی شبانی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.