عکسهای ارسالی از حمزه امیری

محل دانشگاه تربیت مدرس- - آزمایشگاه محل کار سید شرف

عکس های ارسالی از فرامرز حریری مقدم2

مزارع داخل دانشکده- ساختمان دانشکده

ساحل واقع در پشت دانشکده- نوارخانه(یاد مجید مهدوی با اون نوارهای اخشابی اش که در زمان غروب می گذاشت بخیر)

عکس های ارسالی فرامرز حریری مقدم 1

آقا بسمل رامسر- داخل کانون هنر

کانون هنر- فرامرز و آقای حمید نعمتی (خدمایتی خوابگاه- پیج خوابگاه)

تیتر روزنامه کیهان

9 باور دور ریختنی

ممكن است صد سال شيرين زندگى كنيد.نخستين باورهاى ما از روى رفتار و نگرش هاى پدر و مادر، آموزگاران، همكلاسى ها، تلويزيون و ساير رسانه هاى جمعى شكل مى گيرند. زمانى كه جوان هستيم تصور مى كنيم كه بزرگ ترها بيشتر از ما درك مى كنند، به همين دليل هر چه را كه مى گويند باور كرده و به آنها اعتماد مى كنيم. زمانى كه بزرگ تر مى شويم به مرور زمان، سيستم فكرى مخصوص به خودمان را پيدا مى كنيم، اما باز هم اين امكان وجود دارد كه بخشى از تفكرات و نگرش هاى زمان بچگى در وجود ما باقى بماند. گاهى اوقات خودمان هم متوجه نمى شويم كه داراى چنين عقايدى هستيم.
 
در زير به چند نمونه از عادات نه چندان مناسب اشاره شده تا ببينيد آيا در ذهن شما هم چنين گرايش هايى وجود دارد يا خير.
۱- اگر در كارى شكست بخوريد، بازنده هستيد :
اين اتفاق ممكن است در تمام طول دوران تحصيلى و يا دوران شغلى براى ما روى بدهد همه انتظار دارند كه ما هميشه برنده باشيم. تا دير نشده اين عقيده را در ذهن خود پرورش دهيد كه اگر چيزى را امتحان كرديد و در آن شكست خورديد بايد آنقدر آن را تكرار كنيد تا به نتيجه مطلوب دست پيدا كرده و پيروز شويد در غير اين صورت فقط خودتان را از صحنه پيشرفت دور نگه مى داريد، يك ايده نوين را جايگزين اين تفكر نادرست كنيد.
۲- اگر اجبارى به تغيير نيست چرا تغيير كنيم:
منظور اين نيست كه به خاطر اصل تغيير و تحول در زندگى خود تغيير ايجاد كنيد، بلكه منظور اين است كه افراد بايد با پيشرفت تكنولوژى خودشان را وفق داده و از نوآورى ها بهره بيشترى در كارهاى خود ببرند. ما بايد تغيير كنيم تا بتوانيم در زندگى به جلو پيش برويم. تا آنجايى كه مى توانيد از افرادى كه به سكون تمايل دارند و از تغيير و تحول خوششان نمى آيد پرهيز كنيد. اگر متوجه تغييرى مى شويد كه مى تواند در زندگى شما پيشرفت ايجاد كند حتما آن را امتحان كنيد.
۳- تو به اندازه كافى مهارت ندارى كه از پس آن بربيايى :
هيچ كس در زندگى از همان ابتدا به اندازه كافى در كارى مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از يك جايى كار خود را شروع كردند. اگر تصميم داريد كارى را انجام دهيد، پس از همين حالا شروع كنيد، به اين دليل كه خيلى چيزها را درباره آن مطلب نمى دانيد، به خود استرس ندهيد. حتما نبايد مدرك دانشگاهى داشته باشيد تا بتوانيد از عهده كارى بربياييد. بايد آنقدر بكوشيد تا به هدف خود برسيد. منابع ديگرى به جز دانشگاه هم هستند كه مى توانند اطلاعات مفيدى را در زمينه هاى مختلف در اختيار شما قرار دهند. فقط بايد راه و روش مناسب را پيدا كنيد.
۴- براى شروع كارى تازه خيلى دير شده :
ميانگين عادى سن در اروپا براى آقايون ۷۵ و براى خانم ها ۷۹ است. اين ارقام در امريكا و اروپا نسبت تقريبا مشابهى دارند. البته اين رقم هر روزه در حال افزايش است و شايد روزى برسد كه ميانگين سن انسان ها به ۱۰۰ سال نيز افزايش يابد اين بدان معناست كه هيچ وقت براى شروع كار تازه اى دير نمى شود. شروع يك كار يا معامله تازه، راه مناسبى است كه ذهن خود را فعال نگه داريد. به هر حال هر كسى در يك سنى از دنيا مى رود، اگر بخواهيد منتظر روز مرگ خود بنشينيد، آن وقت به هيچ كارى نمى رسيد.
۵- شما بى اختياريد :
اين شما هستيد كه زندگيتان را كنترل مى كنيد و هيچ كس ديگرى نمى تواند اين كار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شماست و نيروهاى درونى شما را تقويت مى كند. زمانى كه نماز مى خوانيد، نه تنها شكر خداوند را به جا مى آوريد، بلكه خودتان را به زندگى بهتر ترغيب مى كنيد. زمانى كه از او طلب بخشش مى كنيد از خودتان بخشش مى خواهيد. هيچ كس در جهان هستى نمى تواند واكنش هاى شما را كنترل كند. هيچ گاه اجازه ندهيد چنين ايده اى به ذهن شما خطور كند.
۶- شايستگى و لياقت شما محدود نيست :
اين حقيقت كه شما زنده هستيد و زندگى مى كنيد، سبب مى شود كه از شما يك انسان منحصر به فرد بسازد. اگر مى خواهيد در تمام مراحل زندگى از ديگران برتر باشيد بايد براى آن زحمت بكشيد و همه افراد داراى استعدادها و توانايى هايى هستند كه خودشان هم از آنها خبر ندارند.
۷- جهان اطراف ما تغيير نمى كند :
دنيا از شما تشكيل شده. هر فردى كه بر روى اين كره خاكى زندگى مى كند، يك دنياى متفاوت در ذهن خود دارد، تو دنيا را همانند من نمى بينى و من هم دنيا را مانند تو و خيلى از افراد ديگر نمى بينم بنابراين همه چيز در دنيا به شما بستگى دارد.
۸- هيچ كس مرا قبول ندارد :
من به شما اطمينان دارم اما نظر من هيچ ارزشى ندارد، نظر هيچ كس مهم نيست؛ شما خودتان هستيد كه بايد به خود اعتماد كنيد. به محض اين كه به خودتان ايمان يافتيد ديگران هم به شما اعتماد پيدا مى كنند، اما بكوشيد خودتان را به نظريات ديگران وابسته نكنيد.
۹- من هيچ وقت نمى توانم خيلى پولدار شوم:
اين جمله را بارها و بارها از زبان ديگران شنيده ايم. ذهن ما همان قدر پول درمى آورد كه انتظارش را دارد. اگر من دايما به خودم بگويم: هيچ راهى وجود ندارد كه من بتوانم ميليونى پول در بياورم ذهنم ديگر در پى راه هايى نمى گردد كه از طريق آن بتوانم ميليون ها تومان پول به دست آورم.
 

بزرگانی از جنس خودمان

یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره 
عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره
ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
اینها را هم میشود خورد
این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی ره
...........................
یه روز یه ترکـــه میره جبهه
بعد از یه مدت فرمانده میشه
یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش
جواب میده کدوم داداشم؟
اینجا همه داداش من هستن
اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد
اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری
..........................
به یه ترکه گفتند کتابی بنویس
ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت
او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب یازده جلدی نوشت
این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود
.........................
یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته
در وسط ذکر هنوز تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند
اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه
حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حقتعالی میکند
تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که استادش گفته بود کامل میکنه
این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی
 
از طرف سید شرف

عکسهای ارسالی از رامسر

باسلام خدمت دوستان عزیز. چند روز پیش یکی از ورودی های ۸۰ به نام خانم فاطمه تنکابنی  یک ایمیلی بهم زد و از این که ورودی ۸۱یک وبلاگ دارد اظهار خوشحالی کرده بود. من هم به اون گفتم که اگر میتونید یک سری به ساختمان دانشکده بزنید و از اون چند تا عکس تهیه کنید و برام بفرستید که ایشون هم زحمت کشیدند و با اینکه اهل شهرستان آمل هستند پس از ۹ سال به رامسر رفتند و دوتا عکس برای من ارسال کردند و توضیحاتی را هم در مورد دانشکده نوشتند که عیناْ تو وبلاگ می گذارم .به امید دیدار هر چه زودتر مون

 

سلام حالتون خوبه؟ آقای مهندس واقعا خسته نباشید کارتون واقعا جالب بود یا لااقل میشه گفت که برای من اینطور بود. خودم بعد از 9 سال امسال رفتم رامسر. درب ورودی بسته بود خیلی ناراحت شدم رفتم سمت هتل رامسر خواستم از اونجا بپرسم چه جوری میتونم برم داخل محوطه ولی وقتی رفتم دیدم مسیر هتل به دانشکده کاملا باز شده و محوطه دانشکده شده جزء هتله از خوابگاه پسرا خبری نبود خرابش کرده بودن ولی اتاقک نگهبانی آقای  علیزاده همونجا سر جاش بود. ساختمون دانشکده رو فقط رنگ سفید زده بودن*:( sad درب و پنجره شکسته بود و درب ساختمان بسته بود متاسفانه نتونستم برم داخل کنار استاد سرا نزدیک خوابگاه دخترا یادتونه پر از خوار و خاشاک شده بود واقعا صحنه غم انگیزی بود من نتونستم خودم رو کنترل کنم فقط اشک می ریختم. یه چیز برام خیلی جالب بود این بود که نمیدونم شما دیده بودید یا نه یکی از اتاقهای پایین خوابگاه هموم دالان ها دقیقا روبروی استاد سرا یه تراریوم بچه ها درست کرده بودند یه برگه چسبونده بودن که نوشته بود تراریوم هنوز چسبیده بود *:-O surprise سمت مخابرات دانشجویی شده بود پیست دوچرخه سواری و تنها استفاده از ساختمون از سمت پشت ساختمون بود فقط آزمایشگاه زراعت شده بود کافی شاپ. واقعا تعصف بار بود. ولی محوطه قشنگ شده بود صندلی گذاشته بودن سمت دریا  خیلی قشنگ شده بود. نمیدونم چرا اون قسمت که زمین زراعتیها بود کنده بودن و توش آشغال ریخته بودن من واقعا با دیدن اون منظره تاسف خوردن جای بچه ها خالی بود حیف حیف. مهندس من اهل آمل هستم و اینکه بتونم جایی رو پیدا کنم یه مقدار سخته البته فکرتون خیلی قشنگه و اجراش یه مقدار پرهزینه و سخته من با یکی از آقایون گیاهپزشکی 80 که آملی صحبت می کنم ببینم اگه مایل باشه کمک تون کنه شماره تون بهش میدم یا بالعکس  به هر حال ببخشید سرتون درد آوردم. موفق باشید

آزمایشگاه زراعت سابق!!!

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:

- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.

همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:

- آن را می فروشی؟!

بهلول گفت:

- می فروشم.

- قیمت آن چند دینار است؟

- صد دینار.

زبیده خاتون گفت:

- من آن را می خرم.

بهلول صد دینار را گرفت و گفت:

- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.

زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.

بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:

- این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای.

وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت:

- یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش.

بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت:

- به تو نمی فروشم.

هارون گفت:

- اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.

بهلول گفت:

- اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم.

هارون ناراحت شد و پرسید:

- چرا؟

بهلول گفت:

- زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!

دکتر صدرالله رمضانی

با سلام. امروز یکسری به وبلاگ شخصی دکتر صدرالله رمضانی سری زدم و دیدم ماشاالله عجب هم ورودی پرکاری ما داشته ایم و خبری نداشتیم. بد نیست به وبلاگ ایشون http://www.ramezaniwebpage.blogfa.comسری بزنید و از تالیفات و مقاله ای تولیدی ایشون بهره ببرید. بالاخره ایشون یک وزنه ای برای ورودی ما و صد البته برای جامعه هستند. در زیر برخی از تالیفات شون را میارم. یاعلی

کتاب بیوشیمی متابولیسم ثانویه گیاهی

کتاب کاربردهای مهندسی متابولیت گیاهی

 کتاب تکنولوزی های استخراج برای گیاهان دارویی و معطر

کتاب عملیات پس از برداشت گیاهان دارویی، ادویه ای و اسانس دار

کتاب: مقاومت (تحمل) تنش ­های غیر زیستی در گیاهان

 

مقالات ارائه شده در کنفرانس های داخلی

- رمضانی، ص.، ا. شکافنده و م. ر. تسليم پور. ۱۳۸۸. اثر سولفات روي و نيترات پتاسيم بر صفات کمي و عملکرد ميوه زيتون رقم "کنسرواليا". ششمین کنگره علوم باغبانی ایران. دانشگاه گیلان. ایران. (پذیرفته شده).

- سلیمانی، ب. و ص. رمضانی. ۱۳۸۸. تغييرات ميزان اسانس اندام هاي هوايي گشنيز در ساعات مختلف شبانه روز و مراحل مختلف فنولوژيکي. ششمین کنگره علوم باغبانی ایران. دانشگاه گیلان. ایران. (پذیرفته شده). 

 - رمضانی، ص. ۱۳۸۶. بررسی تأثير اسانس های طبيعی گيا هی بر کنترل علف های هرز مختلف. پنجمین کنگره علوم باغبانی ایران. دانشگاه شیراز. ایران. ص ۵۰۷.

 - رمضانی، ص. ۱۳۸۶. تأثير ساعت های مختلف برداشت بر ميزان اسانس بعضی گياهان دارويی. پنجمین کنگره علوم باغبانی ایران. دانشگاه شیراز. ایران. ص ۵۲۳.

مجلات خارجی

رمضانی، ص.، م.ج. سحرخیز، ف. رمضانی و م.ح. فتوکیان. ۲۰۰۸. استفاده از اسانس ها به عنوان علف کش زیستی .Journal of essential oil bearing plants شماره 11 (3): 327-319.  دانلود PDF

- رمضانی، ص.، ف. رمضانی، ف. رسولی، م. قاسمی و م.ح. فتوکیان. ۲۰۰۹. تغییرات روزانه میزان اسانس چهار گونه گیاه دارویی در ناحیه مرکزی ایران. Research journal of biological sciences. شماره 4 (1): 106-103. دانلود  pdf

 - رمضانی، ص.،م. رحمانیان، ر. جهان بین، ف. مهاجری،  م.ر. رضایی وب. سلیمانی . ۲۰۰۹. تغییرات روزانه میزان اسانس بخش های هوایی گشنیز در ایران. Research journal of biological sciences شماره ۴ (۳): ۲۷۷-۲۸۱. دانلود PDF

- رمضانی، ص. و ا. شکافنده. ۲۰۰۹. نقش اسید جیبرلیک و سولفات روی در افزایش اندازه و وزن میوه زیتون در طول رشد میوه. African journal of biotechnology شماره ۸ (۳):***-***. دانلود PDF

ممد باقر

سلام بر برو بچ. یک خبر داغ داغ داغ.

محمد باقر مهدیه(معروف به مم باقر) امشب(شب میلاد پیامبر عظیم الشان) بالاخره پس از سالها مراسم عقد کنانش شد.به همه خبر بدهید و بهش تبریک بگید.یا علی

بادا مبارک بادا ایشاالله مبارک بادا

شاهكار هنري حضرت علي عليه السلام

خطبه بدون نقطه همراه با ترجمه فارسي:
آورده‌اند روزي عربي در مسجد کوفه و پس از نماز، براي ريشخند علي از او درخواست گفتن چند جمله بدون نقطه مي‌کند، و او اين خطبه را مي‌خواند.

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.
 
 ترجمه:

ستايش مخصوص خدايي است که سزاوار ستايش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترين ستايش و شيرين ترين آن و سعادت بخش ترين ستايش و سخاوت بار ترين(و شريف ترين) آن و پاک ترين ستايش و بلند ترين آن و ممتاز ترين ستايش و سزاوارترين آن.

يگانه و يکتاي بي نياز(ي که همه نيازمندان و گرفتاران آهنگ او نمايند). نه پدري دارد و نه فرزندي.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجاياي بلند را (به خلايق) رسانيد و شرافت بخشيد. و آسمان را بالا برد و بلند گردانيد. بستر زمين را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (براي زندگي) آماده و مهيّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزاني داشت. تعداد اقوام را (براي زندگي در آن) به درستي. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (يکايک) آنان احاطه يافت. و نشانه هاي بلند (هدايت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستين که نه او را هم طرازي است و نه حکمش را مانعي. خدايي نيست جز او، که پادشاه است و (ماي?) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بي آلايش. فرمانش ستوده است و حريم کويش آباد (به توجّه پرستندگان و نيازمندان) است و سخايش مورد اميد.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هايش را به شما نماياند. و احکامش را برايتان دست يافتني نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعيت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّي الله عليه و آله) افکند. (همان) رسول گرامي که بدو سروري و درستي (در گفتار و کردار و رفتار) ارزاني شده، پاک و پيراسته است.

خداوند اين امّت را  به خاطر برتريِ مقام و بلنديِ شرف و استواري دين او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشيد. او بي آلايش ترين فردِ از آدميان در هنگامه ولادت و فروزنده ترين ستاره يمن و سعادت است. او بلند پايه ترين آنان (در نياکان) است و زيباترين آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پيمان ترين و کريم ترين آنان است در نوجواني و بزرگسالي.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودي خالص و پي در پي و مکرّر (براي آنان) و براي دوست داران بزرگوارشان، درودي ماندگار و پيوسته، (براي هميشه:) تا وقتي که براي آسمان حکمي مرقوم است و نقشي مقرّر.

او فرستاد تا تا برايتان رحمتي باشد و مايه پاکيزگي اعمالتان و آرامش سراي (زندگي) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مايه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتي (بس بزرگ )

از او فرمان بريد و بر دستورش مواظبت ورزيد. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشماريد. خدايتان رحمت کند؛ آهنگ کوششي پيوسته نماييد و آزمندي را از خود برانيد و تنبلي را وا نهيد. رسم سلامت و حفظ حاکميّت و بالندگي آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سينه ها